اندر لوایح سازمان سنجش
امسال حول و حوش 15 شهریور گریه زیاد دیدیم،فریاد زیاد شنیدیم.حتی خود گریه کردیم فریاد کشیدیم.نمیدانم شاید اشکال از چشم ها و گوش های ماست که اینها را اعتراض می دانیم.بعضی به شدت آن را تکذیب می کنند و بعضی بر آن پافشاری.جالب اینجاست بعضی بر تکذیب خود پافشاری.
شاید هم به قول استاد روان شناسیمان می خواستند ما را در یک شوک قرار دهند و عکس العمل ما را در یابند، اما ما مردم صبوری کردیم و اگر نکردیم دستمان را به جایی بند نکردیم ! حالا یا نتوانستیم یا نخواستیم.
به هر حال من که خود اندر لوایح این سازمان بزرگ وامانده ام که چگونه یک پسر در رشته ریاضی در رشته مامایی قبول شده!!!!هر بار با دوستان موضوع را از زویای مختلف بررسی می کنیم از یک زاویه می خندیم از دیگر زویا اشک میباریم و چه اشکی!! اشکمان و آهمان به هیچ دامنی نمی رسد.
گفته مي شود دوستان در سازمان سنجش سالهاست كه دارند طرح بومي سازي را در مقياس بزرگ اجرا می کنند ، طرحی كه بي شك براي جوانان پايتخت نشين طرحي بس شادي زاست و براي بنده شهرستاني مايه دلشوره و اضطراب! . فقط نكته اي خاموش مانده و آن اينكه چگونه "امسال" يكي از دوستان و ديگر دوستان مشابه با رتبه هايي بسيار بالاتر در شهرهايي بهتر از بنده قبول شده اند.
چرا یکی از دوستان با رتبه ای بین 100 و 200 ، موفق به کسب قبولی در رشته ی عمران هیچ یک از دانشگاه های تهران نشده ، اما سال های پیش رتبه های بسیار بالاتر هم موفق به این کار شده اند !!!! حال خود قضاوت كنيد و كنند آنجا چه كس مسؤول است.
ولی باز هم مثل همیشه جوانان ایرانی از این آزمایش هم جان سالم که نه اما جان بدر بردند تا نشان دهند هیچگاه اعتراض و آشوب به جایی نمی رسد و همیشه میبایست منطقی بود.منطق میگوید کارها 100%درست بود وهیچ اشتباهی نبود.ایرانی منطق دوست هم می پذیرد.
