افتخار آفرينان (لحظاتي با مهدي جامعي)
اين بار به سراغ افتخار آفريني ديگر آمديم. لحظاتي در خدمت مهدي جامعي هستيم. هر چند بعد
مسافت اين اجازه را به ما نداد تا با مهدي حضوري مصاحبه كنيم. اما مهدي با رويي گشاده در
مكاتبه اي كه با هم داشتيم شركت كرد و با حوصله تمام با وجود مشغله زياد به تمامي سوالات
پاسخ داد. توجه شما را به اين گزارش جلب مي كنم.

*سلام عرض مي كنم خدمت شما آقاي جامعي. اول از همه مهدي جان اين موفقيت رو به شما و خانواده ات تبريك مي گم. انصافا پذيرش گرفتن از يه دانشگاه معتبر امريكايي اصلا كار ساده اي نيست. خب، هر چند كه ما مي دونيم ولي مي خواستم خودت، دانشگاه و رشته ات رو يه معرفي مختصر بكني.
- سلام. من مهدي جامعي متولد 1363 تهران هستم. دوران راهنمايي و دبيرستان رو در مركزسمپاد شهيد بهشتي نيشابور خوندم و بعد در دانشكده فني دانشگاه تهران در رشته مهندسي برق كارشناسي گرفتم. الآن هم دانشجوي رشته مهندسي برق دوره ي PhD دانشگاه California Berkeleyهستم.
*مي خواستم ببينم از كي به فكر ادامه تحصيل تو دانشگاه هاي معتبر دنيا و به قول معروفapply بودي؟ و چقدر تو اين زمينه مصمم بودي؟
- من در واقع از سال اولي كه وارد دانشكده فني شدم به فكر ادامه تحصيل تو امريكا بودم. تقريبا ميشه گفت زودتر از بقيه هم دوره اي هام تو جو apply بودم و اين به خاطر دوستام از سالهاي بالاتر و دانشگاه هاي ديگه بود. از سال دوم هم كه وارد آزمايشگاه لايه نازك دانشگاه تهران شدم و اونجا هرسال حداقل چهار پنج نفر از بچه ها براي ادامه تحصيل مي رفتن امريكا، كانادا و اروپا. و اين طوري تجربه هاي اونا رو مي ديدم و اين هم خيلي تاثير داشت تو نتيجه كارم.
مساله اينجاست كه در خيلي از رشته هاي مهندسي سيستم دانشگاه هاي ايران (حتي بهترين دانشگاه ها) ظرفيت مقاطع بالاتر مثل ارشد و PhD رو نداره. به خصوص تو گرايش مورد علاقه من (نانوالكترونيك) ايران امكانات و دانش لازم رو نداره. از طرفي تحقيق تو اين رشته خيلي خيلي هزينه بر هست و كشور فعلا نمي تونه همچين سرمايه گذاري اي انجام بده.
*چه فاكتورايي براي apply كردن تو يه دانشگاه معتبر مثل berkeley حائز اهميته؟ معدل؟ recommendation؟ paper دادن؟ نمرات دروس تخصصي؟آزمون زبان مثل TOEFL؟ شانس؟ اگه بخواي اين فاكتورا رو اولويت بندي كني اين كار رو چه جوري انجام ميدي؟
- تقريبا ميشه گفت همه فاكتورهاي بالا مهمند! ولي هر دانشگاهي رو يه سري چيزا حساسيت داره. مثلا UC Berkeley خيلي به سابقه تحقيقاتي و توصيه نامه اهميت ميده. ولي در مقابل دانشگاهي مثل Stanford نمرات دروس خيلي براش مهمه.
شانس از اين لحاظ مهمه كه گرفتن دانشجويان تحصيلات تكميلي تو اينجا خيلي زياد وابسته به fundingدانشگاه هست. هر دانشگاهي متناسب با fund اون سالش دانشجو مي گيره واسه همين خيلي مهمه كه در اون سالي كه تو داري apply مي كني چقدر دانشگاه مي خواد دانشجو بگيره. مثلا دانشگاه Princeton تو رشته مهندسي الكترونيك سال 2006 چهارده نفر دانشجوي تحصيلات تكميلي گرفت كه نسبت به تعداد استاد هاي Princeton و اندازه ي دانشكده خيلي زياد بود. واسه همين امسال فقط 3 نفر رو گرفت. و اين طوري شانس بچه هايي كه امسال applyكردند خيلي كم بود هرچند كه رزومه هاي خيلي قوي هم داشتند.
*Scholarship (بورسيه) چطوري تونستي بگيري؟
- معمولا سه نوع funding براي دانشجو هاي graduate وجود داره: Teacher Assistantship و Research Assistantship و Fellowship. Fund هاي TA و Fellowship از خود دانشكده يا دانشگاه مياد. ولي TA بايد يه تعداد ساعت مشخص در هفته كار كنه و به استاد در يك يا دو درس كمك كنه. Fund RA معمولا خارج از دانشگاه هست و از طريق پروژه كه يكي از استادها مي گيره به دانشجو ميرسه.
معمولا بعد از اينكه دانشكده تصميم گرفت كه به چه كساني پذيرش بده، متناسب با Fund اي كه اون سال داره به بهترين هاشونFellowship ميدن. اين طوري اون دانشجوها آزادند بعد از اينكه وارد دانشگاه شدند و يك يا دو ترم درس خوندند استاد خودشون رو انتخاب كنند و در واقع آزادي تصميم گيري بيشتري دارن. همون طور كه گفتم UC Berkeley به research background اهميت زيادي ميده و فكر كنم به همين خاطر بود كه به من fellowship دادند.
*خب حالا يه كم از دانشگاهت بگو. انتظاراتت از درس خوندن تو يكي از معتبرترين دانشگاههاي دنيا برآورده شده يا نه؟ سطح دانشگاه از اون سطحي كه تو ذهنت بود بالاتره يا پايين تر؟
- سوالت سخته! آخه جنبه های مختلفی داره. از نظر سطح علمی و امکانات کاملاً راضیم و حتی بهتر از اون چیزی بود که فکرش رو می کردم. از نظر شرایط زندگی هم خیلی عالیه. چیز خیلی مهم دیگه که در مورد Berkeley وجود داره اینه که این دانشگاه از نظر تأثیر گذاری های اجتماعی- سیاسی هم تو امریکا بی نظیره. اتفاقات بزرگی چون Free Speech Movement(جنبش آزادی بیان) از Berkeley شروع شد. به خاطر همین چیزا Berkeley هویت خاصی داره که خیلی از دانشگاه های رده بالا تو امریکا ندارن. شاید از این نظر، تنها قابل مقایسه با Princeton، Yale و Harvard باشه. در کل خیلی خوشحالم از اینکه این شانس رو دارم که اینجا درس بخونم. امیدوارم که بتونم خوب از این شانس استفاده کنم.

*سطح علمي خودت يا بهتر بگم دانشجوهاي ايراني در مقايسه با بقيه دانشجو ها چه جوريه؟
- خب اينجا واقعا بهترين ها رو از همه جاي دنيا دستچين مي كنن. اينجا دانشجوهاي چيني خيلي هستن. آدم هايي كه به راحتي هفت روز هفته رو 15 ساعت كار مي كنن بدون اينكه هيچ شكايتي بكنن. شما اين تعداد ساعت رو در هر بازدهي ضرب كنيد عدد قابل توجهي مي شه! از اون طرف هندي ها هم اينجا زيادن و معمولا هم خيلي باهوشند. ولي با اين وجود دانشجو هاي ايراني اينجا جزء خوب ها هستند. به طور خاص UC Berkeley خيلي دانشجوي graduate ايراني ( كه به طور مستقيم از ايران اومده باشه) نداره. ولي مثلا تو Stanford ايراني ها خيلي خوبن يا تو MIT و بقيه دانشگاه هاي بزرگ امريكا.
*مطمئنا قصد ادامه تحصيل كه داري؟ مي خواستم ببينم تو چه زمينه اي و كجا؟
- من فعلا تصميم دارم تو همين رشته تحقيق كنم. در واقع تلاش براي پيدا كردن ساختارهاي جديد براي ادوات الكترونيكي با مواد جديد و عملكرد بهتر. UC Berkeley تمام امكانات لازم براي اين كار رو داره و اميدوارم كه بتونم اينجا كاراي قابل توجهي انجام بدم. اما بعد از PhD رو هنوز نمي دونم شايد وارد R&D يك company بشم يا شايد Post-doc بخونم. بايد ديد چي پيش مياد.
*بعد پايان تحصيلاتت قصد برگشتن داري يا نه و چرا؟
- فعلا كه قصد برگشتن براي زندگي رو ندارم چون به نظر نمياد كه كار زيادي بتونم ايران انجام بدم. حداكثر استاد دانشگاه شدنه كه اگه قرار باشه نتونم تحقيق بكنم خيلي به اين كار علاقه اي ندارم. در كل تمام دلايل منطقي من رو به اين نتيجه مي رسونه كه نبايد برگشت. اما ممكنه حس علاقه به وطن من رو هم برگردونه!!!
*اگه مي شه موفقيت رو تعريف كن و بگو از ديد خودت خودت رو يه آدم موفق مي دوني يا نه؟
- موفقيت خيلي نسبيه. اين شرايطي كه من الآن دارم آرزوي 7-8 ماه پيش من بود. اگه نسبت به اون موقع بسنجم خيلي موفق بودم. ولي الآن كه اينجام هدفهاي ديگه اي دارم كه بايد به اونها برسم ولي در كل مي تونم بگم كه شكر خدا به چيزايي كه خواستم تو زندگيم يا رسيدم و يا اگه نرسيدم به بهترش رسيدم!!! به طور مشخص اين اتفاق تو كنكور و apply افتاد.
و به همين خاطر هم هميشه خدا رو شكر مي كنم و سعي مي كنم تلاش كنم كه شايسته اين لطف باشم... موفقيت هم به نظر من يه حس درونيه كه آدم رو به اين باور مي رسونه كه به هر چي بخواد مي رسه. به نظرم آدم موفق رو با داشته هاش نبايد سنجيد بلكه بايد ازش پرسيد كه چه چيزايي رو مي توني داشته باشي. و وقتي آدمي حس كرد كه اگه اراده كنه چيزاي زيادي و مهمي رو مي تونه داشته باشه، موفقه.
*در پايان اگه حرف خاصي مونده كه دوست داري بگي ما در خدمتيم.
- در پايان مي خوام اين چند جمله رو هم بگم:
يكي از چيزايي كه من هميشه بهش افتخار مي كردم و مي كنم اينه كه در جاهايي بزرگ شدم و زندگي كردم كه ميشه بهشون افتخار كرد. جاهايي كه هويت دارن و هميشه با افتخار مي تونم خودم رو وابسته بهش بدونم به طور خاص نيشابور، سمپاد، دانشكده فني، TFL و UC Berkeley مهم ترين هاش هستن. اميدوارم اين حسي كه نيشابور و سمپاد به من ميده به بقيه هم بده و دانش آموختگان سمپاد نيشابور همه جا به خاطر اين هويت به هم افتخار كنند و در آينده اي نزديك يك گروه خيلي بزرگ، معتبر و تاثیرگذار داشته باشيم.
*ممنون از وقتي كه در اختيار ما گذاشتي و آرزوي كاميابي برات دارم.