بهار هنگامه می کند
عروس فصل ها ٬ با بیرق طراوت و سرسبزی از راه می رسد تا دستان خشکیده ی طبیعت را که از ثانیه های سرد و یخ زده ی زمستان عزم سفر دارد در دست بگیرد و حیات را بدان باز گرداند .
دنیا پس از آرامش و سکوت زمستان در شور و هیجان بهار فرو می رود و جشن طبیعت آغاز می گردد.
نسیم نوازشگر فروردین گیسوان بید را پریشان می کند و عطر گل های هزار نقش بهار را به این سو و آن سو می برد تا زمین خستگی خود را با تماشای سرود رنگین کمان طبیعت از یاد ببرد.
کم کمک انوار طلایی خورشید از پس لشگر ابرهای سیاه اسفند نمایان می شوند و بر گلبرگ های نازک نسترن ها بوسه می زنند.

بهار هنگامه می کند ...
هلهله ی بلبلان نوید دوباره ی آغاز می دهد ٬ آغاز همه ی تازگی ها ٬شروع دوباره ی زندگی و چه زیباست چرخش ساده ی روزگار در پیچیدگی فصل ها که عمر آدمی را رقم می زند و هر سال عبور شور و سرور و جوانی روزها را به سکوت سرد و تیره ی دقیقه ها یادآور می شود .
بهار درس آموزگار هستی است به ما ٬ تا بیاموزد در هیجان آمد و شد این بهار ها هنگامه ی شور روزگار آدمی رو به پایان است .
روزگارتان چون جشن طبیعت شادمانه باد و روزهای بهاریتان به زیبایی شکوفه های بهاری...




روز جهانی نجوم- ۱۵ اردیبهشت ۸۵









