تبليغاتX
کانون دانش آموختگان سمپاد نیشابور

آیا کامپیوتر هم فکر می کند؟

هوش مصنوعي (Artificial Intelligence) که به اختصار AIخوانده مي شود ، يکي از جذاب ترين شاخه هاي تحقيقاتي فلسفي است.

پيدايش رايانه در صحنه زندگي بشر تحولات عمده اي را به وجود آورد ، حوزه فلسفه نيز از اين تحولات بي نصيب نبوده است. فلاسفه پرسشهاي فلسفي زيادي راجع به تفاوت هاي ذهن انسان با رايانه مطرح کرده اند که همه آنها به طرح بحث هوش مصنوعي انجاميد.

هدف هوش مصنوعي فهم سرشت هوش بشري از راه بررسي ساختار برنامه هاي رايانه اي و نحوه حل مسائل با رايانه است. به اعتقاد متخصصان اين رشته ، اين بررسي مي تواند نحوه عمل و جزييات هوش بشر را نشان دهد.

نخست بايد مقصود متخصصان هوش مصنوعي را از اصطلاح هوش Intelligence روشن کنيم ؛ چراکه نگاه آنان نسبت به مقوله هوش و مفاهيم مرتبط مانند عقل ، ذهن و غيره کاملا متفاوت است. امروزه در ميان دانشهاي موجود ، اصطلاح هوش در روان شناسي بسيار کاربرد دارد و روان شناسان از بهره هوشي افراد و امور مرتبط با آن بحث مي کنند. ولي در هوش مصنوعي اين اصطلاح کاربردي کاملا متفاوت دارد.

در هوش مصنوعي براي شروع کار ، تعريفي عملي از هوش ارائه مي شود. معمولا فلاسفه به تعاريف مفهومي بيشتر رغبت دارند و دوست دارند مفهوم هوش و عقل و غيره را روشن کنند. اما بنا به دلايلي ، متخصصان هوش مصنوعي تعريف عملي را برگزيده اند. يک دليل اين گزينش به اين نکته برمي گردد که نزاعهاي مفهومي ؛ يا نزاع براي تعريف مفاهيم فايده چنداني ندارد و غالبا بي نتيجه پايان مي يابد. اگر بخواهيم با تعريف مفاهيم هوش و تفکر رابطه آنها را بيابيم و ببينيم آيا هوش همان تفکر است يا نه ، بيشتر در نزاعي لفظي درگير خواهيم شد. زيرا بي ترديد دو واژه مذکور از لحاظ مفهومي تفاوت دارند و يک چيز را نمي رسانند و ادعاي آنان ، تساوي مفهومي اين دو واژه نيست.

بلکه چنان که بعدا توضيح خواهيم داد ، به نظر آنان اين دو اصطلاح يک حقيقت قابل اندازه گيري را نشان مي دهند.

ويژگي هاي هوش مصنوعي

هوش مصنوعي براي حل مساله برنامه خاصي را دنبال مي کند. توجه به ويژگي هاي هوش مصنوعي در مقام استفاده از اين نوع برنامه ها سودمند است. 5 ويژگي از ميان آنها اهميت خاصي دارند:

بازنمايي نمادين: ويژگي اول اين است که هوش مصنوعي از نمادهاي عددي در حل مسائل استفاده مي کند. هوش مصنوعي بر پايه دستگاه دوگاني ؛ صفر و يک مسائل را حل مي کند. از اين رو برخي مخالفان گفته اند مهمترين نقص هوش مصنوعي آن است که غير از عدد صفر و يک را نمي فهمد. به تعبير ديگر ، رايانه فقط بله يا نه را مي فهمد و نمي تواند حالات واسطه بين آن دو را بفهمد.در مقابل طرفداران هوش مصنوعي گفته اند هوش طبيعي (هوش انسان) هم بر پايه دستگاه دوگاني پديده ها و امور مختلف را مي فهمد؛ اگر سلولهاي عصبي انسان را بررسي کنيم ، درمي يابيم فهم بشري بر حالت دوگاني استوار شده است و دستگاه عصبي مفاهيم و تصورات را به صورت حالات دوگاني تبديل مي کند. البته نشان دادن نحوه اين تبديل در مفاهيم و ادراکات پيچيده دشوار است. اما بررسي برنامه هاي هوش مصنوعي فهم اين امر دشوار را آسان کرده است.

روش اکتشافي: ويژگي دوم هوش مصنوعي به نوع مسائلي که حل مي کند ، مربوط مي شود. اين مسائل معمولا راه حل الگوريتمي ندارند. مراد از الگوريتم سلسله اي از مراحل منطقي است که به حل مساله مي انجامد. هوش اين مراحل را گام به گام طي مي کند تا به حل مساله دست مي يابد. به عبارت ديگر ، در الگوريتم پيمودن اين مراحل به طور طبيعي رسيدن به نتيجه را تضمين مي کند. مسائلي که هوش مصنوعي حل مي کند ، معمولا راه حل الگوريتمي ندارند ؛ به اين معنا که معمولا نمي توانيم براي حل اين مسائل الگوريتمي يا به عبارت ديگر ، سلسله اي از مراحل منطقي را بيابيم که پيمودن آنها رسيدن به نتيجه را تضمين کند.

از اين رو، هوش مصنوعي در حل مسائل به روش اکتشافي ؛ يعني به روشي که پيمودن آن رسيدن به نتيجه را تضمين نمي کند ، روي مي آورد.

هوش مصنوعي بر پايه دستگاه دوگاني مسائل را حل مي کند مخالفان مي گويند مهمترين نقص هوش مصنوعي آن است که غير از عدد صفر و يک را نمي فهمد

در روش اکتشافي راههاي متعددي براي حل مساله وجود دارد که اختيار يکي از آنها باز مجالي براي اختيار ديگر راهها باقي مي گذارد و پيمودن يکي از آنها مانع از روي آوردن به بقيه نمي شود. درنتيجه ، برنامه هايي که راه حل تضميني دارند جزو برنامه هاي رايانه اي به شمار نمي آيند.

مثلا برنامه هاي حل معادلات درجه دوم جزو برنامه هاي رايانه اي به شمار نمي آيد ؛ زيرا براي حل آن الگوريتم خاصي وجود دارد.

برنامه هاي بازي شطرنج زمينه پر خير و برکتي براي هوش مصنوعي بوده است ؛ زيرا روش شناخته شده اي براي تعيين بهترين حرکت در مرحله خاصي از اين بازي وجود ندارد. زيرا اولا تعداد احتمالات موجود در هر حالتي تا حدي زياد است که نمي توان جستجوي کاملي را انجام داد. ثانيا آگاهي ما از منطق حرکتهايي که بازيکنان انجام مي دهند ، بسيار اندک است. اين ناآگاهي تا حدي به ناخودآگاهانه بودن اين حرکتها برمي گردد و البته در برخي موارد هم بازيکنان از روي عمد منطق خود را آشکار نمي کنند.

هربرت دريفوس يکي از مخالفان هوش مصنوعي با توجه به نکته فوق ادعا کرده است که هيچ برنامه اي براي رسيدن به سطح يک بازيگر خوب شطرنج وجود ندارد. اما ظهور برنامه هاي پيشرفته شطرنج از سال 1985 به بعد خطاي ادعاي دريفوس را روشن ساخت.

بازنمايي معرفت: برنامه هاي هوش مصنوعي با برنامه هاي آماري در بازنمايي معرفت تفاوت دارند ؛ به اين معنا که برنامه هاي نخست از تطابق عمليات استدلالي نمادين رايانه با عالم خارج حکايت مي کنند. مي توانيم اين نکته را با مثال ساده اي توضيح دهيم.

بازنمايي معرفت عنواني براي مجموعه اي از مسائل راجع به معرفت است از قبيل:

1- معرفت مورد نظر در هوش مصنوعي چيست ، چه انواعي و چه ساختاري دارد؟

2- چگونه بايد معرفت را در رايانه بازنمايي کرد؟

3- بازنمايي چه نوع معرفتي را آشکار مي سازد؟ و چه چيزي مورد تاکيد قرار مي گيرد؟

4- معرفت را بايدچگونه به دست آوردوچگونه بايدتغييرداد؟

اطلاعات ناقص: هوش مصنوعي مي تواند در حالتي که همه اطلاعات مورد نياز در دسترس نيستند ، به حل مساله دست بيابد. اين حالت در بسياري از موارد پزشکي رخ مي دهد اطلاعاتي که پزشک براي تشخيص بيماري در دست دارد ، تشخيص بيماري را ممکن نمي کند و او هم فرصت زيادي براي درمان ندارد. از اين رو بايد سريعا تصميمي بگيرد.

نبود اطلاعات لازم موجب مي شود نتيجه به دست آمده غيريقيني باشد و يا احتمال خطا در آن باشد. معمولا ما در زندگي عملي با فقدان اطلاعات لازم تصميماتي را مي گيريم و همواره احتمال خطا در اين تصميمات وجود دارد.

اطلاعات متناقض: هوش مصنوعي مي تواند درصورتي که با اطلاعات متناقض روبه رو شود حل مناسبي براي مساله پيدا کند. هوش مصنوعي در چنين موردي بهترين راه را براي حل مساله و رفع تناقض انتخاب کند.

دو فرضيه در هوش مصنوعي

در هوش مصنوعي فرضيه هاي بسياري مورد بحث قرار مي گيرد. در ميان اين فرضيه 2 فرضيه در مقايسه با بقيه کليدي ترند. فرضيه نخست نسبت به فرضيه دوم معتدل تر و ادعايي حداقلي دربر دارد. اين دو فرضيه به ترتيب عبارتند از:

1- فرضيه دستگاه نمادها: مفاد اين فرضيه اين است که: «رايانه را مي توانيم به نحوي برنامه ريزي کنيم که بينديشد». تقرير ديگر از فرضيه فوق اين است که: «رايانه مي تواند بينديشد.»

2- فرضيه قوي دستگاه نمادها: مفاد اين فرضيه هم چنين است :«تنها رايانه مي تواند فکر کند»

پيداست که فرضيه دوم در مقايسه با فرضيه نخست افراطي تر است و ادعايي حداکثري دربر دارد. چرا که بر طبق آن ، هر چيزي که فکر مي کند ، حتي موجودات طبيعي ، بايد رايانه باشد. از اين رو ذهن بشر هم دستگاهي جامع از نمادهاست و تفکر بشر هم از لحاظ ماهيت با تفکري که درخصوص رايانه به کار مي رود ، تفاوت ندارد. در هر دو مورد تفکر همان توانايي دستکاري و جابه جا کردن نمادهاست.


  • منبع: جام جم آنلاين  
  •  نويسنده : دکتر عليرضا قائمي نيا

سپندارمذگان


سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد                  آن‌چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

به نظر می‌رسد چند سالی است که شماری جوانان فرنگ‌دوست۱ ایران روز ۲۶ بهمن را با نام ولنتاین می‌شناسند و آن را روز عشاق می‌دانند ولی بدنیست که نه بلکه واجب است بدانید که در ایران باستان ، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. در این روز مردان زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها فرمانبری می‌‌کردند. و امروز روز سپندارمذگان و جشن اسفندگان به همه ایرانیان شادباش می‌گوییم.

پیوندهایی سودمند درباره سپندارمزگان


۱.«ه» ندارد.

چند تلفن خواندنی به دفتر مشاورهٔ مایکروسافت در انگلستان !!!

مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست:


  • مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
    مشتری : یک کامپیوتر سفید...
    مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیار
    مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
    مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده
    مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم...
    مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ...
  • مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
    مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
  • مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
    مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم
    مرکز : میشه لطفاً روی
    Start کلیک کنید و ...
    مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
  • مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه ...
    مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
    مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
    مشتری : نه.
  • مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم
    مشتری : یه خرس
    Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده .
  • مرکز : و الآن F8 رو بزنین .
    مشتری : کار نمی کنه.
    مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
    مشتری : من کلید
    F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...
  • مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه .
    مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
    مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم .
    مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید .
    مشتری : باشه.
    مرکز : کیبورد با شما اومد؟
    مشتری : بله
    مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
    مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار می کنه !
  • مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست .
    مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
  • یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه ...

مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری :
Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید ...
Internet Explorer

  • مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه !
  • مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
    مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
    مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
    مشتری : من داشتم توی
    Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟
  • مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟
    مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم .
    مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
    مشتری : خوب، من حرف
    a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

 

بزگزاری team work

چهارشنبه يازدهم بهمن 85 team work ، سازه های كاغذی در مركز آموزشی شهيد بهشتی برگزار شد.

اين كار گروهی با همكاری وصال كازرانی وايمان بديع زاده (دانشجويان مكانيك شريف)٬امير مرعشی(دانشجوي برق فردوسی) و رامين بابايی (دانشجوی برق دانشكده فنی تهران) اجرا گرديد و حدود100 نفر از دانش آموزان دوم و سوم دبيرستان مركز درآن شركت كردند.در این مسابقه دانش آموزان به گروه هاي 7 يا 8 نفره تقسيم شده و با استفاده از وسايلی ازجمله كاغذ٬ سوزن ته گرد٬ چوب و ... سازه هايی را ساختند كه در بين آنها گروهی از كلاس سوم A توانست با ساخت سازه اي به ارتفاع62cm به عنوان برنده team work معرفی شود .

اعضای گروه برنده عبارتند از :

آرمان هدايتخواه٬ياسراماميان٬ميلاد اندرابی٬جواد تمنانلو٬داوود دماوندی٬سعيد نجفی٬حامد حائری و الياس محمدی.

Team work

    كانون فارغ التحصيلان سمپاد نيشابور بر گزار مي كند:

Team work

 

سازه هاي كاغذي

 

مخصوص دانش آموزان دوم وسوم دبيرستان مركز آموزشي شهيد بهشتي

چهار شنبه 11 بهمن85 ساعت9 صبح

 

اين team work هر ساله براي دانشجويان ورودي جديد دانشكده مكانيك دانشگاه صنعتي شريف بر گزار مي شود و طي آن حدود 100نفر دانشجو در گروه هاي 6 يا 7 نفره تقسيم مي شوند و وسايلي از جمله كاغذ و... (روز مسابقه مشخص مي شود) در اختيارشان قرار مي گيرد. دانشجويان 20 تا30 دقيقه وقت دارند كه سازه يا برجي بسازند كه تحمل وزنه هاي مشخصي را داشته باشد. برنده اين team work گروهي است كه سازه آنها بيشترين ارتفاع و بيشترين تحمل را داشته باشد.قوانين و نحوه اجرا روز مسابقه اعلام خواهد شد.

ضمناً اين مسابقه جايزه هم خواهد داشت. همچنين به احتمال خيلي زياد با هماهنگي هايي كه با اساتيد محترم فيزيك مركز صورت گرفته، به نمره فيزيك ترم اول گروه برنده 1نمره اضافه خواهد شد.

اگر هر گونه سوال يا نظري داريد در قسمت نظرات با ما در ميان بگذاريد.

عكس هاي زير برگزاري اين team work را براي دانشجويان ورودي 85 دانشكده مكانيك دانشگاه صنعتي شريف نشان مي دهد.

Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic

آسیب شناسی یک تقسیم

 

               آسیب شناسی یک                   تقسیم

 

قبل از پرداختن به اصل مطلب بیان داشتن و بررسی چند واژه ی کلیدی ضروری است:

الف) تقسیمات کشوری: برای راحت تر اداره کردن امور، کشور را به بخش های کوچکتری تقسیم می کنند و در هر قسمت مهمترین شهر آن منطقه سرپرستی شهرهای دیگر را بر عهده دارد. (البته این مورد استثنا کم ندارد مانند شاهرود و سمنان یا بابل و ساری) و در صورت نیاز برای رسیدن به اهدافی چون پیشرفت یک منطقه و از همه مهمتر تمرکز زدایی استان بزرگ تر را یه چند تکه تقسیم می کنند.

ب) خراسان بزرگ(سابق): تکه ای بزرگ از دوران رستاخیز ایران ، بزرگترین استان کشور(با ۲۰٪ وسعت کشور) ، دومین استان پرجمعیت ایران( با ۱۰٪ جمعیت کشور) ، بزرگترین قطب کشاورزی ایران ، دارای بیشترین خطوط ریلی در سطح کشور ، مقصد ۶۰٪ از ایرانگردان ، استانی غنی و ثروتمند با پتانسیل های فراوان و ۸۱٪ میزان باسوادی ، دارای ۶ شهر مهم در مقیاس کشوری : مشهد ، نیشابور ، سبزوار ، تربت حیدریه ، بجنورد و بیرجند.(لازم به ذکر است هیچ استانی به به این تعداد شهر مهم کشوری نداشته و ندارد و حتی خیلی از استان ها هم تعداد شهرهایشان به اندازه ی شهر های مهم خراسان نیست. 

ج) خراسان رضوی: قسمت اصلی خراسان سابق ، سومین استان بزرگ کشور ، دومین استان پرجمعیت کشور با ۸۶٪ میزان باسوادی . بقیه موارد همان موارد قسمت ب هستند به غیر از تعداد شهر های مهم که به تعداد ۴ کاهش پیدا کرده است. صنایع مهم: فولاد نیشابور ، نیروگاه های بادی و آبی و سیکل در شهرهای مختلف ، ایران خودرو ، سیمان و نیمی از صنایع غذایی کشور.

د) خراسان شمالی: استانی کوهستانی و سرسبز با معادن نسبتا سرشار ، شانزدهمین استان از لحاظ وسعت و بیست و پنجمین استان از لحاظ جمعیت. دارای یک شهر مهم کشوری ، میزان با سوادی ۷۶٪ . صنایع مهم : پتروشیمی بجنورد ، فولاد اسفراین.

ه) خراسان جنوبی: استانی کویری و محروم ، هشتمین استان کشور از لحاظ وسعت و سی امین(آخرین ‌‌) استان کشور از لحاظ جمعیت ، دارای یک شهر مهم کشوری با ۷۵٪ میزان باسوادی . صنایع مهم : تقریبا هیچی.

۱ ) بررسی جمعیتی تقسیم خراسان:

همیشه در تقسیم هایی که اصل آن بر اساس جمعیت و تراکم است سعی میشود که جمعیت بصورت مساوی یا نزدیک به هم مورد تقسیم قرار بگیرد . در این نوع تقسیمات ملاک بزرگ شدن یا کوچک شدن و دوری از مرکز نیست و صرفا تقسیم بر پایه ی تعادل جمعیتی بنا شده است. ولی ب مشاهده ی جداول ۱-۱ و۲-۱ میتوانید ببینید که خراسان رضوی ( یا همان خراسان سابق یک مقدار کوچک شده! ) ۸۲ ٪ جمعیت را در خود جای داده است و سهم دو استان دیگر روی هم رفته ۱۸ ٪ است. که اگر به جمعیت استان خراسان جنوبی با دقت نگاه کنیم متوجه میشویم که جمعیت این استان که از لحاظ وسعت هشتمین استان کشور است از شهرستان های مشهد و نیشابور و سبزوار کمتر است و اگر برای خراسان شمالی که نسبت به همنام جنوبی اش وضیت بهتری دارد دو شهر نیشابور و سبزوار را با هم در نظر بگیریم جمعیت این دو شهر از استان خراسان شمالی هم بیشتر است. عده ای برای این نوع برهان جالبی می آورند که ۸۲٪ جمعیت خراسان رضوی به خاطر وجود مشهد است ولی اگر مشهد ۲۲۷۷۸۱۱ نفری را هم کنار بگذاریم جمعیت خراسان رضوی حتی با ۲ یا ۳ شهرش خیلی بیشتر از دو خراسان شمالی و جنوبی خواهد بود. اگر هم برای انتخاب مرکز از گزینه ی شهر های پر جمعیت استفاده میشد نتیجه چیزی غیر از این بود و حتی اگر خراسان ۴ تکه هم میشد این دو(بیرجند وبجنورد) سهمی از مرکزیت نداشتند. زیرا مشهد وسبزوار و نیشابور تربت حیدریه به ترتیب بیشترین جمعیت را در میان شهر های سه خراسان دارند. پس نتیجه گیری که میتون کرد این است که تقسیم خراسان از روی دلایل جمعتی نبوده است.

جدول شماره ی ۱-۱

استان جمعیت درصد
خراسان سابق ۵۹۸۸۰۲۹ ۱۰۰٪
خراسان رضوی ۴۹۰۶۶۶۴ ۸۲٪
خراسان شمالی ۷۳۳۰۶۵ ۱۳٪
خراسان جنوبی ۳۴۸۳۰۰

۵٪

 جدول شماره ی ۲-۱

شهرستان جمعیت استان فعلی
اسفراین ۱۱۸۳۳۴ خراسان شمالی
بجنورد ۲۷۸۸۱۸ خراسان شمالی
بردسکن ۶۵۳۹۳ خراسان رضوی
بیرجند ۳۰۸۲۹۰ خراسان جنوبی
تایباد ۱۲۷۶۷۹ خراسان رضوی
تربت جام ۲۱۰۲۵۳ خراسان رضوی
تربت حیدریه ۳۴۰۲۳۱ خراسان رضوی
جاجرم ۵۵۰۰۱ خراسان شمالی
چناران ۱۰۶۷۴۸ خراسان رضوی
خواف ۹۲۱۵۸ خراسان رضوی
درگز ۷۸۶۱۴ خراسان رضوی
سبزوار ۴۱۹۰۴۹ خراسان رضوی
سرخس ۷۳۶۰۴ خراسان رضوی
شیروان ۲۰۰۰۴۵ خراسان شمالی
فردوس ۵۴۹۲۰ خراسان رضوی
فریمان ۷۷۵۵۵ خراسان رضوی
قائنات ۱۲۶۹۵۱ خراسان رضوی
قوچان ۱۵۲۱۰۵ خراسان رضوی
کاشمر ۱۸۵۳۹۸ خراسان رضوی
گناباد ۱۰۳۶۲۵

خراسان رضوی

مانه و سملقان ۸۰۸۶۷ خراسان شمالی
مشهد ۲۲۷۷۸۱۱ خراسان رضوی
نهبندان ۴۰۰۱۰ خراسان جنوبی
نیشابور ۴۱۱۲۳۵ خراسان رضوی

 

۲ ) بررسی مساختی و مسافتی تقسیم خراسان:

یکی از موارد همیشگی مورد بحث پیرامون تقسیم استان خراسان وسعت آن بوده است که خود به منزله ی یک کشور است و قرار گرفتن مشهد در شمال شرق این استان پهناور مشکلاتی را برای شهرهای دیگر ایجاد کرده بود. چه آنهایی که با آن فاصله ی زیادی داشتند چه برای آنهایی که در نزدیکی اش بودند. برای آن دسته که بعد مسافت داشتند دسترسی مشکل جهت امور اداری ( لازم به ذکر است اینترنت و کلا فناوری اطلاعات وجود ندارند!!! و برای انجام امور از چاپار استفاده میشود که بعد مسافت این قدر به چشم می آید!) و توزیع نامناسب امکانات و بودجه ( البته منظور از توزیع نا عادلانه این نیست که چرا نهبندان و سربیشه اندازه نیشابور یا سبزوار بودجه ندارند.) مشکل ساز بود . ولی برای شهرهایی که مشهد در نزدیکی آنها بود نیز مشکلاتی وجود داشت. برای مثال شهرهای نزدیک از امکاناتی مانند فرودگاه یا یک بیمارستان فوق تخصصی یا دانشگاه سراسری( در آن زمان) و ... . همه و همه فقط به خاطر اینکه به مشهد نزیک بودند و مشهد همه ی این ها را داشت. همیشه همه ی موافقین تقسیم به فاصله ی ۸۰۰ کیلومتری مشهد با طبس اشاره داشتند و آنرا دلیلی موجه برای تقسیم خراسان می دانستند. طبس یک سال قبل از این تقسیم رسما و عملا از خراسان جدا شده بود و حالا نوبت نهبندان بود که به رخ کشیده شود . الان ۲ سال از این اتفاقات میگذرد. ولی آیا بعد مسافت ها بر طرف شده ؟ فاصله فردوس مشهد یا قائن مشهد چرا به رخ کشیده نشد؟ چرا شیروان یا فاروجی که به مشهد نزدیک تر بودند از این شهر ها از خراسان بزرگ جدا شدند؟؟؟

چرا وسعت سه استان این همه با هم اختلاف دارد؟ و... در قسمت دیگر بعد مسافتی و مساحتی به یک قسمت جالب تر میرسیم. خیلی از مراکز استان های ما کمتر از ۲۰۰ کیلومتر با هم فاصله دارند. در حالی که در جریان تقسیم خراسان این مساله عنوان میشد که نباید دو مرکز استان به هم نزدیک تر از ۲۰۰ کیلومتر باشند و اگر استان های دیگری هم باشند که اینچنین باشند این اشتباه در گذشته دور رخ داده است. به جدول ۱-۲ که نگاهی بندازید به نکات زیبایی برمیخورید. برای مثال  : فاصله گرگان که هنوز ۱۰ سال هم نمی شود که از مازندران جدا شده با ساری ۱۳۰ کیلومتر فاصله دارد.(البته اگر در ابتدای جاده ی گرگان به ساری به تابلوهای راهنما نگاه کنید اولین تابلویی که میبینید ساری ۱۱۵ کیلومتر است) یا قزوین که با تهران و زنجان کمتر از ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد. یا قم با اراک و تهران . همه ی این موارد در ۱۵ سال اخیر رخ داده اند.

نتیجه گیری: تقسیم خراسان اگر هم از روی دلایل مسافتی و مساحتی بوده کاملا اشتباه بوده است. چون هنوز آن مشکلات برطرف نشده است.

جدول شماره ۱-۲

نام مرکز فاصله تا نزدیکترین مرکز استان نام نزدیک ترین مرکز استان
اراک ۱۳۴ قم
اردبیل ۲۱۹ تبریز
ارومیه ۳۰۸ تبریز
اصفهان ۱۰۴ شهرکرد
اهواز ۴۴۷ ایلام
ایلام ۳۰۸ خرم آباد
بوشهر ۲۸۱ یاسوج
بندرعباس ۶۱۹ شیراز
تبریز ۲۱۹ اردبیل
تهران ۱۳۲ قم
خرم آباد ۲۰۶ اراک
رشت ۱۸۵ قزوین
زاهدان ۵۲۹ کرمان
زنجان ۱۷۵ قزوین
ساری ۱۳۰ گرگان
سمنان ۲۰۵ ساری
سنندج ۱۳۶ کرمانشاه
شهرکرد ۱۰۴ اصفهان
شیراز ۱۷۴ یاسوج
قزوین ۱۵۰ تهران
قم ۱۳۲ تهران
کرمان ۳۶۱ یزد
کرمانشاه ۱۳۶ سنندج
گرگان ۱۳۰ ساری
مشهد ۵۶۹ گرگان
همدان ۱۶۴ سنندج
یاسوج ۱۷۴ شیراز
یزد ۳۶۱ کرمان

۳ ) بررسی بودجه ای تقسیم خراسان:

در قسمت بودجه باید از دو منظر برون استانی و درون استانی به مساله نگریست.

الف) برون استانی: در سطح کشور خراسان ۲۰٪ وسعت و ۱۰ ٪ جمعیت را دارا بود.ولی سهم آن از بودجه چیزی حدود ۸.۲٪ بودجه کل کشور بود. .استانهایی مانند تهران و اصفهان و قزوین و آذربایجان شرقی و مازندران سهم بیشتری نسبت به خراسان در بودجه داشتند.( و دارند!) وتقسیم اینگونه توجیه میشد که با تقسیم استان به دو یا سه استان بودجه از سطح این ۸ درصد فراتر می رود و به چیزی حدود ۱۲ درصد میرسد. در حال حاضر اگر بودجه ی کل سه استان را با هم جمع بزنیم به عدد ۸.۶٪ میرسیم .یعنی یک افزایش ۰.۴درصدی!. با یک حساب سر انگشتی ساده به این نتیجه میرسیم که با توجه به تشکیل سه استان و پیامدهای پس از آن ( از ساخت یا تصرف ساختمان هایی برای ادارات مرکزی تا پول رنگ تابلو هایی که به پشت سر خراسان یکی از کلمه های رضوی و شمالی و جنوبی را میچسباند...) بودجه ی کل خراسان بیشتر که نشده .کمتر هم شده است.

نتیجه ی اخلاقی: اصولا ما مشکل داریم و دوست داریم لقمه را دور سرمان بچرخانیم و گرنه بهتر نبود بودجه همان خراسان بیشتر میشد.

ب) درون استانی: در سطح استان هم همیشه دعواهایی بر سر بودجه بوده و تا ابد هم خواهد بود. چون هر شهری خود را محق میداند. ولی اگر مرجع را آمار و ارقام قرار دهیم کمی حل این معضل راحت تر خواهد شد. در قسمت های جدا شده مخصوصا ناحیه ی جنوبی محرومیت مورد بزرگ نمایی قرار می گرفت ولی با ساخت و ساز های پس از تقسیم همان نصفه بودجه ی قبل هم برای کارهای دیگر صرف میشود و با تشکیل خراسان جنوبی عملا یک استان محروم دیگر به استان های محروم کشور ( کردستان و کرمانشاه و ایلام و بوشهر و هرمزگان و سیستان و بلوچستان ) اضفه شد و این اصلا در راستای شهار ها و اهداف محرومیت زدایی دولت نیست و فقط گامی است در جهت محرومیت زایی در ایران.

از طرف دیگر اگر دولت سعی کند محرومیت این دو استان جدید التاسیس را بوسیله ی بودجه ی استان مادر مرتفع کند به اصل مطلب محرومیت زایی خواهیم رسید. چون عملا این کار مساوی است با محروم کردن شهرهای خراسان رضوی از حق طبیعیشان. از مشهد و نیشابور گرفته تا خواف و رشتخوار.

نتیجه: خراسان حتی اگر با این هدف مضحک تقسیم شده باشد هنوز به هدفش نرسیده و فرقی در وضعیتش نکرده است.

 

 ۴ ) بررسی فرهنگی و نژادی و قومیتی تقسیم خراسان:

این عامل خود زاده ی وسعت خراسان و مهاجر پذیر بودن آنست. ولی با بررسی تمام شهرهای بزرگ خراسان به این میرسیم که همه ی آنها شهرهایی ۷۲ ملت هستند و از تمام فرهنگ ها و نژاد ها و قومیت ها و... در میان آنها یافت میشود. مثلا در قسمت های کوهستانی و مرتفع کردها به وفور دیده میشوند. و در برخی از کوهپایه ها به صورت پراکنده ترک هایی که به تدریج از زمان مغول به این طرف وارد ایران شده اند سکونت دارند. در قسمت های شمالی و شمال غربی ترکمن ها و در قسمت های شرقی افاغنه.در میان شهر ها هم دین اسلام و شیعه اثنی عشری اکثریت دارد و تسنن و فرقه ی اسماعیلیه هم در خراسان دیده میشوند یا اندک روستاهایی در ریوند با دین زردتشتی.

اولا چینش مردم در خراسان به صورتی است که امکان تفکیک آن ناشدنی است. دوما اگر هم این اصل را قبول کنیم اشتباهات فراوانی در آن صورت گرفته است. برای مثال فرهنگ مردم قائن و فردوس و گناباد بیشتر به مردم بیرجند نزدیک است تا به مردم مشهد ولی این سه شهرستان سهم خرسان رضوی شدند. یا قوچان که حداقل از لحاظ قومیتی بیشتر نزدیک به بجنورد است تا مشهد. و هستند در این میان شهرهایی که فرهنگ خودشان را دارند و سابقه ی پایتختی ایران را یدک میکشند.

۵ ) بررسی ....... تقسیم خراسان! :

در این قسمت مجبوریم از نقطه چین استفاده کنیم زیرا در غیر اینصورت احتمال تخته شدن در وبلاگ خیلی زیاد است! اگر هم خواستید این قسمت رو بگذارید به حساب حدس و گمان.

فرض کنید ۲۷۰ نفر یک جایی جمع بشوند و با بلند شدنشون از روی یک صندلی چرمی برای حیطه ی مسوولیت ۱۹ نفرشون تصمیم گیری کنند. شاید یک عده از این ۱۹ نفر هم به نفعشون بوده که بقیه براشون بلند بشن.

 

حرف آخر: وظیفه ی ما اطلاع رسانی به کمک آمار و ارقام است و اگر هم در بین مطالب اظهار نظری در کار بوده به حساب این بگذارید که وقتی میبینم این اشتباه چه عواقب کوتاه مدت و دراز مدتی داره نمی تونم سکوت کنم.

                                                                                                الیاس پیراسته

                                                                                              اصفهان - پاییز ۸۵

پی نوشت : این مطلب رو در آبان ماه برای وبلاگ دیگری نوشته بودم. بد ندیدم که این مطلب رو در این وبلاگ که کانون فعالیت ها و اطلاع رسانی سمپادی هاست هم قرار بدم.

فارسی‌نویسی در ویندوز

گمان می‌کنم که همگی صفحه کلیدهای فراوانی را در دیده‌اید. بی‌گمان آن‌ها که در پی تایپ فارسی بوده‌اندٰ بسیار پیش آمده که با چالش ناهمسانی صفحه کلیدهای گوناگون روبه‌رو شوند. برای نمونه صفحه‌کلید پارسا99 با دو صفحه‌کلیدی که ویندوز اکسپی برای فارسی نصب می‌کند یکسان نیست.(این صفحه‌کلیدی یکی همان صفحه‌کلید ویندوز 2000 است و دیگری صفحه‌کلید خود اکسپی است که برای من اینگونه بوده‌است که اگر زمان نصب اکسپی فارسی را می‌گزیدم اولی واگر پس از نصب فارسی را نصب می‌کردم دومی نصب می‌شد.)

این ناهمسانی صفحه‌کلیدها برای تایپگرهایی که ناچارند روی رایانه‌های گوناگون فارسی تایپ کنند، دشواری‌های فراوانی را به همراه می‌آورد. فکر می‌کنید که چرا همچنین ناهماهنگی‌های هست؟؟ پاسخ روشن است! چون ما در زمینه فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) کاری نکرده‌ایم و هیچ سازمانی نبوده تا استاندارد آن بر دیگری چیره شود و هیچ قانونی هم برای پاسداری از استاندارد ملی ومیهنی کاری نکرده است. از مایکروسافت هم به عنوان یک شرکت خارجی نمی‌توان چشمداشت پاسداری از استانداردهای میهنی ما را داشت و به همین سبب است که در صفحه‌کلید گفته‌شده نخست «یٰ ک» تازی تایپ می‌شود و ترتیب قرار گرفتن بسیاری از نمادهای دیگر که باید با کلید انتقال(Shift) به آن برسیم نیز با استاندارد میهنی صفحه‌کلید فارسی یا همان صفحه کلید دوم ویندوز اکسپی دگرسان است و این سبب چالش‌های فراوانی شده است که چند تا از آن را کوتاه بیان می‌کنم:

  • دشواری برای کسانی که با صفحه‌کلید دیگر خو گرفته‌اند.

  • جست‌وجوی واژه‌هایی که «یٰ ک» دارند.

  • هرکدام از صفحه‌کلیدها برخی از نشان‌های مورد نیاز که در تایپ فارسی  را که در رهنمودها و دستورهای فرهنگستان بیان شدهٰ و برای نوشتن نوشته‌های رسمی نیاز است را ندارند. برای نمونه صفحه‌کلید نخست برای نوشتن «هٔ» واز نظر چیدمان حروف ایراد دارد و صفحه‌کلید دوم از نظر چیدمان «پ ٰ ژ» و نداشتن نیم‌فاصله و پیوند مجازی حروف ایراد دارد.

  • صرف زمان برای کار با صفحه کلیدی که با آن کمتر آشناییم و اشتباه‌های تایپی بیشتر.

با نظر به سخنان گفته شده این پرسش پیش می‌آید که آیا راهی برای از بین بردن این چندگانگی ها و داشتن صفحه‌کلید استاندارد هست و صفحه‌کلید استاندارد کدام است؟

در پاسخ به پرسش‌های بالا باید گفت که برای از بین بردن چندگانگی‌ها تنها راه آگاه کردن مردم از صفحه‌کلید استاندارد و دادن برنامه‌ای به آن‌ها برای از میان بردن ایرادهای صفحه‌کلیدهای دیگر و استانداردسازی همه صفحه‌کلیدهاست که خوب..... . ولی دو پرسش دیگر راه و چاره‌‌اش به خودمان بر می‌گردد. که گمان می‌کنم پیوندهای زیر به شما کمک کنند:

  • برنامه‌ای برای نصب صفحه‌کلید استاندارد فارسی (هوشیار باشید که برای نصب این برنامه باید اختیارات مدیریتی در ویندوز داشته‌باشید. یعنی مدیر=Administrator باشیدو با حساب کاربری که اختیارات محدود=limited دارد. نمی‌توانید کاری از پیش ببرید. ار این رو این روش تنها برای رایانه شخصی شما سودمند است و نه رایانه‌های سایت دانشگاه و....)
  • پس از نصب برنامه بالا بر روی رایانه خود می‌توانید با به‌کارگیری این برنامه(Traylayout) آرایش صفحه‌کلید خود را به شیوه دلخواه خود تنظیم کنید. برای نمونه می‌توانید به رایانه‌تان بگویید که هرگاه کلید «ف» را فشار می‌دهید بنویسد «ن» یا هر حرف یا نماد دیگر که خود دوست دارید.
  • اگر از یک رایانه عمومی سود می‌جویید که برنامه‌های بالا را نمی‌توانید نصب کنید می‌توانید از نشانی ( http://behdad.org/editor ) که یک ویرایشگر برخط=online است سودجویید.

برنامه‌هایی که در بالا از آن‌ها سخن گفته شد، بسیار کوچک هستند و شما به آسانی می‌توانید آن‌ها را دریافت کنید. همچنین برای اطلاعات بیشتر درباره تایپ فارسی می‌توانید به نوشتار «خط فارسی را پاس بداریم» در راهنمای ویکی‌پدیای فارسی سری بزنید.

و این هم دستور خط زبان فارسی (مصوبه فرهنگستان زبان فارسی) از وبگاه رسمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

کلوب و نیشابور و کلوب نیشابور!

كلوب


از دیماه سال ۸۳ همزمان با سال نو میلادی سایتی به نام کلوب در داخل کشور شروع به فعالیت کرد که ظاهر آن آدم را یاد سایت معروف و دوست داشتنی و البته فیلتر شده ی اورکات orkut می انداخت. اورکات و سایت های خلف بعد از آن نظیر gazzag , hi5 ,ringo با طراحی ساده و در اختیار دادن فضا و محیطی مجازی برای ارتباط برقرار کردن افراد با هم بودند که در ایران با توجه به خلا ناشی از بعضی هنجار های غلط اجتماعی این سایت ها با استقبال عجیب ایرانیان مواجه شدند تا حدی که ایرانیان پس از مردم آمریکا و برزیل بیشترین مراجعه را به این سایت ها داشتند.


کلوب با گرفتن مجوز از مقامات ایران و همچنین کنترل نسبی محتویات و مطالب سایت توانست بقای خود را در ایران تضمین کند و خود را از دچار شدن به وضعیت سایت های قبل رهانید.


این سایت بار ها دستخوش تغییراتی شده ولی در کل چارچوب آن یکسان بوده است. در کلوب شما مثل سایت های دیگر میتوانید پروفایل پر کنید و آلبوم تصاویری از خودتان داشته باشید و در کلوب های عضو باشید که یا برای دیگران است و یا برای خودتان و هر کلوب هم مدیر و معاونی دارد. فروشگاه های اینترنتی و اخبار روز و اس ام اس و ... نیز قابلیت های دیگر این سایت هستند.


یک هفته پس از افتتاح سایت کلوب نیشابور ایجاد شد . این کلوب در این مدت به فعالیت خود در کنار کلوب های دیگر شهر ها ادامه داد و هم اکنون نیز دارای ۴۸۵ عضو میباشد که بزرگترین جمع نیشابوریان در اینترنت میباشد و از لحاظ تعداد عضو پس از مشهد در جايگاه دوم شهر هاي خراسان قرار دارد. و از لحاظ محبوبیت در میان کل کلوب های شهری ایران پس از تبریز و تهران و اصفهان در رده چهارم قرار دارد.


برای عضو شدن در کلوب دو روش وجود دارد. یکی دریافت دعوت نامه و دیگری پر کردن فرم فعال سازی است. پس از عضو شدن در سایت جامعه ی مجازی ایران پیش روی شما قرار می گیرد و در آن موقع است که کلوب نیشابور یادتون نره!